داداشم
داداشم آماده شده بود و می خواست بره بیرون، بهش گفتم: چرا تیپ عهد بوقی زدی؟😂 گفت: عه بد شدم؟ خواست لباسشو عوض کنه که مامانم گفت خوبه عوض نکن. بعدش گفتم: حالا کجا داری میری انقدر تیپ زدی و به خودت رسیدی؟ گفت: نیم وجب بچه رو ببینا😐😂 اول میگی این چیه پوشیدی، بعد میگی تیپ زدی😐 اصلا روحم شاد میشه وقتی سر به سر داداشام میزارم😂 و باز یاد اون میفتم...دیت دوم همش سر به سرم میذاشت(: اون روز من کلمه«وای خدای من» رو زیاد تکرار میکردم. هر دفعه که میگفتم اون پوقی میزد زیر خنده😐😂 میگفت انگار داری تئاتر بازی میکنی، بعد صداشو مثل من نازک میکرد و میگفت وای خدای من. پسره چی شده😂😐در کل چون صدای من خیلی خاصه🤪پسرا خوششون میاد ادای حرف زدنم رو در بیارن. مثلا داداشم یا پسرخاله ام و... بهم میگفت: وای فکر کن با این صدات سر سفره عقد بگی بله. ولی خب چون خیلی بی لیاقت بود هرگز نمی تونه بله گفتن منو بشنوه😂