بازم این حس...

حس میکنم افتادم تو یه باتلاق و هر چقدر دست و پا میزنم، بیشتر دارم فرو میرم‌...

احساس راحتی

بعضی از راننده اسنپا انقدر راحتن که اصلا برگام(: مثلا نشستم تو ماشین، راننده گفت، سلام بی نظیر(: یادش بخیر یه زمانی کشمش دم داشت(: البته من رو این موارد حساس نیستم، ولی وقتی در جوار خانواده هستم بهتره انقدر احساس صمیمیت نکنن(:

...

داداش کوچیکم گفت اون چیه داری میزنی؟

گفتم: کرم دست و صورت

گفت: کرم دست و صورته، بعد داری میزنی به پات؟😂

به نکته ظریفی اشاره کرد😂

این روزا یه حال بدی دارم و فقط دست به دامن خدام تا گره های زندگیمون رو باز کنه

ولی گاهی حرف زدن با این بچه و شوخی هاش حالمو یکم بهتر میکنه(:

روزای سخت

وضعیتم اینطوریه که در حالی که دارم یکی از روزای سخت و ناراحت کننده زندگیم رو تجربه میکنم و از هر طرف خبر بد میشنوم، میرم جلوی آینه، موهامو شونه میکنم و کج میریزم رو صورتم و یه رژ پر رنگ میزنم...