ترم اول دانشگاه تو لاک خودم بودم و چندان با کسی ارتباط برقرار نمی کردم، ولی این ترم دلم روابط اجتماعی می خواست(: تلاشمو کردم که با بقیه ارتباط برقرار کنم و باید بگم موفق هم شدم(: انقدری که دیروز که تو کلاس بودم.‌‌..نمی دونستم با کدومشون حرف بزنم، میگفتم نکنه الان که دارم با این حرف میزنم..اون یکی ناراحت شه چرا اونو تحویل نگرفتم(:

اخه می دونید به این نتیجه رسیدم که بچه های کلاس ما خیلی زود رنج هستن(: الان یه سریاشون با هم حرف نمیزنن و ارتباطشون کات شده...سر چیزای خیلی کوچیک...مثلا فلانی چرا به من سلام نکرد؟ فلانی چرا از من خداحافظی نکرد؟ فلانی چرا به من خوراکی تعارف نکرد(: فلانی چرا با من نیومد سلف و دوستای دیگشو ترجیح داد...

دلایلشون واقعا پیش و پا افتادس..آدم که به خاطر همچین چیزایی نباید کات کنه..اونم دانشجوهای روانشناسی(:

امیدوارم به راه راست هدایت بشن(:

دیروز بچه ها می خواستن مافیا بازی کنن...به منم گفتن که برم، ولی من ترجیح دادم همراه یکی از همکلاسی هام برم کافه^^

آ راستی دوباره رفتیم بیمارستان، خیلی تجربه خوبی بود(:

باید بگم این روزای دانشجوییم رو، آشنا شدن با آدمای جدید و تجربه های جدید رو دوس دارم^^❤️