من هنوز نگرانتم
با شنیدن خبر ناگواری که مربوط به یه آشنا دور بود، نگران اون شدم. این فکر به ذهنم اومد که اگه این اتفاق برای اون بیفته چی!؟ و بعد تو دلم باز به خدا میگم که من ازش هیچ گله ای ندارم و می بخشمش. امیدوارم خدا هم ببخشش و دیگه با احساسات کسی بازی نکنه و آه کسی رو پشت سرش نزاره. امیدوارم بتونه با دختری که واقعا عاشقشه آشنا بشه...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 19:13 توسط بی نظیرِ بی حواس
|