دیدار اتفاقی
دیدار ما کاملا اتفاقی بود، اون هم دانشگاهیم نبود، صرفا اون روز اومده بود جلوی دانشگاه، تا یه امانتی رو از دوستش بگیره. من هم همیشه بعد دانشگاه مستقیم میرفتم سمت مترو. ولی اون روز جایی قرار داشتم، می خواستم با اسنپ برم. اگه اون روز پیدا کردن مقصدم تو مپ طول نمی کشید، اگه راننده اسنپ دیر نمی رسید، اگه من به جای اینکه جلوی در دانشگاه منتظر باشم، داخلش بودم، شاید اصلا همدیگه رو نمی دیدیم، یا اون فرصتی پیدا نمیکرد که بیاد جلو. انگار اون روز همچی دست به دست هم داده بودن که ما همدیگه رو ببینیم. هر چند آشناییمون سرانجامی نداشت ولی برام تجربه شد. باعث شد شناخت بیشتری نسبت به خودم پیدا کنم. باعث شد که بدونم که اولویت زندگیم باید خودم باشم و خیلی چیزای دیگه...
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 15:50 توسط بی نظیرِ بی حواس
|