تنهام مثل ماهی تو تنگ
یه دوستی داشتم، هر موقع کات میکرد به شدت حالش بد میشد و گریه میکرد. چند روز بعدش می دیدم خوش و خرم اومده دانشگاه. انگار که هیچ اتفاقی نیفته. نگو با یکی دیگه وارد رابطه شده. و این داستان ادامه داشت. هر دفعه بعد کات به سرعت، یه پسر جدید رو با قبلی جایگزین میکرد. الان بهتر می تونم درکش کنم. آدم وسوسه میشه برای در اومدن از حال بدش اینکارو انجام بده. ولی حس میکنم با اینکار هم دارم به خودم خیانت میکنم، هم به اونی که هنوز فراموشش نکردم و هم به کسی که باهاش وارد رابطه میشم.به خاطر همین روزامو تنهایی سپری میکنم. نباید حال خوبم رو به حضور کسی گره بزنم...
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 19:9 توسط بی نظیرِ بی حواس
|