وقتی بار دوم رفتیم کافه، دلش کیک میخواست، ولی وقتی دید من نمیخوام سفارش بدم، اونم نمیخواست بگیره، گفتم تو به من چیکار داری، خب تو بخور، بعد علاوه بر دوتا نوشیدنی داغ، به باریستا سفارش یه کیک هم دادم. نمی دونم این چه عادتیه بعضیا دارن(: که میخوان حتما مثل هم سفارش بدن(: این چالش رو همیشه با ن هم داشتم، که هر وقت میرفتیم کافه گیر میداد مثل هم سفارش بدیم(: بگذریم، خلاصه سفارشا رو اوردن، منم میلی نداشتم، نصف نوشیدنیم رو خوردم، یهو پیشنهاد داد فنجونا رو عوض کنیم، برگام ریخت😂به نظرم برای دیت دوم واقعا زیاد بود😅 زیادی داشت دیگه رمانتیک بازی در می اورد😂بعدم از کجا معلوم که تو فنجون خودش تف نکرده باشه؟😂به چه چیزایی که من فکر نمیکنم((: قبول نکردم، گفت پس حداقل واسه خودتو تموم کن...