ساعت جفت

چند روزه مدام دارم ساعت جفت می بینم...سری قبلی که زیاد ساعت جفت می دیدم، چند روزه بعدش اون پیام داد، یعنی باز قراره برگرده؟ اخر عمری دارم رد میدم از دست این پسر😂

میم

بعد یک ماه دلم براش تنگ شده(: نکنه این دعایی وردی چیزی می خونه من دلتنگش بشم؟😂 سری قبل برگشته بود چندبار گفت از خدا خواستمت و توسل کردم و فلان، والا آدم به شک میفته😂سید هم هس دعاش می گیره

دوستم

تو فکر اینم که دفعه بعد رفتم بیرون، برای دوستم کادو تولد بخرم تا هر وقت دیدمش بهش بدم...تولدش الان نیست ولی خوب ما خیلی دیر به دیر همو می بینیم، طوری که پارسال، هم من چندماه بعد تولدش بهش کادو دادم، هم اون چندماه دیگه داد...هنوز تصمیم نگرفتم چی بخرم...

برام خیلی با ارزشه، یکی از دوستای دوران دبیرستانمه، خیلی هم مهربونه(: مثلا سری قبل که رفتیم بیرون، بهم کادو تولدم رو داد ولی بعدش گفت بده من برات بیارم، تو برات سخته نگه داری، اخرم ازم گرفت و در طول مسیر نگه داشت، موقع رفتن بهم داد(:

خوشم نیومد

دیروز یکی دیگه از کارایی که برام قفل بود انجام دادم...بعدش کلی حس بد گرفتم...روح و روانم بهم ریخت اصلا، شبش حتی نمی تونستم بخوابم، تازه ۷ صبح چشمام گرم شد و خوابم برد...اونم چه خوابی، هر یک ساعت از خواب بیدار میشدم...

تمیزکاری

یه چند روزی کاری برای انجام دادن ندارم، به خاطر همین خودمو با کارای خونه مشغول میکنم...یه روز میز ارایشمو گردگیری کردم، یه روز میز کامپیوتر، امروز گاز رو چربی زدایی کردم، فردا هم احتمالا جارو بکشم...دارم کم کم کارا رو انجام میدم چون اگه به خودم فشار بیارم ممکنه کمرم بگیره...

شب تولد

شب تولدم انقدر ناراحت بودم که آرزوی مرگ خودمو کردم...میشه گفت یکی از بدترین تولدام بود و حسابی از نظر روحی بهم ریخته بودم...

خستگی

از بس به مانیتور خیره شدم چشم درد گرفتم. کی میشه تموم شه یه نفس راحت بکشم. از ده متری هم مشخصه که چشمام چقدر خسته ان‌...هر کی هم ندونه فکر میکنه خوابم میاد که چشمام خماره...