یاد دوران بچگی خودم افتادم(:
خیلی وقت بود چیزی پخش نکرده بودم، تا اینکه دیروز داشتم میرفتم بیرون، مامان گفت برای ولادت شکلات پخش کنم.منم بدون چون و چرا قبول کردم. خیلی حس خوبی داشت(: مخصوصا وقتی به بچه ها شکلات میدادم^-^ یه سریاشون با خوشحالی برمیداشتن و با لحن بچگونه میگفتن میشه دوتا برداریم؟ منم با لبخند میگفتم بله معلومه که میشه((: حتی دلم میخواست بگم دوتا که سهله اصلا یه مشت بردار🤣فکر کنم می خواستم زودتر شکلاتا تموم شه🤣
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 12:22 توسط بی نظیرِ بی حواس
|