زن داداشم گفت: بیا برات خط چشم بکشم...گفتم: نه نمی خواد...هی از اون اصرار ..از من انکار...داداشمم بهش پیوست و دوتایی منو نگه داشتن و بلاخره کشیدD: ولی از بس خندیدم..نتونست جفتشو یه جور بکشهD: بعد خودم درستش کردم..‌فعلا بمونه تا اذان صبح(: