قبر_دخترک
موهام موخوره داشت..خواستم کوتاهش کنم یکم..همیشه مامانم اینکارو می کردم..بهش می گفتم فقط یه کوچولو بزنااا.می گفت باشه..یهو می دیدم نصف موهامو قیچی کرده
این شد ک اندفعه خودم خواستم بزنم..پشت موهامو ک دلم نمی اومد زباد کوتاه کنم.یه کوچولو کوتاه کردم...موهای جلو هم داشتم کوتاه می کردم ک احساس کردم به چیزی رو گردنمه.با دستم پرتش کردم و جیغغغغغغغ زدم.دیدم یه ملخ سبز بزرگ بود
مامانم اومد بیرون گفت چی شده؟!گفتم ملخ رو گردنم بود..گفت همین؟من فکر کردم مار نیشت زده اینطوری جیغ میزنی![]()
مادر بزرگم میگه وقتی ملخ میاد روت بیماری ها رو با خودش میبره![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 20:31 توسط بی نظیرِ بی حواس
|