فکر کنم به خاطره فشار درساس
مامانم داشت تو تلگرام جک می خوند...بعد یه جکو بلند خوند ک من بشنوم:[پسره:دیشب "ماشینمو"دزد برد.اومدم تو خیابون،همینطور ک داشتم تو سر و کله ی خودم میزدم.دختر همسایه اومد پایین و گفت نگران نباش من شماره پلاک ماشین رو برداشتم....حالا می فهمم چرا تا الان مجرده و کسی نگرفتش]
بعد ک مامانم خوندش خودش خندید
گفتم خب این الان کجاش خنده دار بود!؟
خب دختره پلاک ماشین رو برداشت دیگه...!!!گفت نفهمیدی؟دوباره جکو خوند
باز گفتم من نمی فهمم چه ربطی داره
بعد برام شفاف سازی کرد و من تازه دو هزاریم افتاد...مامانم میگه:ای داد بی داد تو از اون دختره بدتری![]()
حالا می فهمم چرا مجردی![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 18:44 توسط بی نظیرِ بی حواس
|