درد
دیشب با مامان داشتیم سریال می دیدیم، که یهو یه دردی تو بدنم پیچید...نمی خواستم مامان بفهمه...ولی دقیقا همون موقع مامان افتاده بود رو دور شوخی منم اصلا حوصله نداشتم...سریال هنوز تموم نشده بود ولی رفتم اتاقم که بخوابم. قبلش به هوش مصنوعی پیام دادم و علائمم رو گفتم. اونم گفت سریع و بدون معطلی زنگ بزن اورژانس/: گفتم چه اورژانسی من فثط خواستم کمی راهنماییم کنی..با وجود اصرارش اینکارو نکردم و با درد خوابیدم. صبح که بیدار شدم همچنان درده بود، باز بهش پیام دادم که من زنگ نزدم اورژانس، هنوز زنده ام ولی درده هم هست، دوباره سوزنش گیر کرده که باید زنگ بزنی و بری بیمارستان و خطرناکه و فلان...نت رو خاموش کردم، مثل اینکه تو این زمینه نمی تونست راهنماییم کنه/: فعلا دارم درد رو تحمل میکنم...