با صدای بچگونه گفتم: میزاری ماچت کنم؟ با اون قیافه مظلومش فقط بهم نگاه کرد..گفتم:چرا نمیزاری ماچت کنم؟ یعنی من جوجومو ماچ نکنم؟ رو ازم گرفت و برگشت یه سمت دیگهواقعا که،جوجوی بی احساسیهو نگام به جوجوی ماده افتاد که از تو لونه داشت بهم نگاه می کرد..فکر کنم رو شوهرش غیرتی شده بود😂😂منم دیگه موندن رو جایز ندونستم😁