یکی از دخترای فامیل خیلی با من لَجه...فکر کنم خیلی از شکست من خوشحال شده خب حداقل باعث خوشحالی یه نفر شدم(روح خبیث:می خوام صد سال سیاه خوشحال نشه

چه شکست مفتضحانه ای بود(هر چند نمی دونم معنی مفتضحانه یعنی چی..ولی فکر کنم مناسب حال منه)

بدتر از اینکه خیلیا فکر می کردن قبول میشم...اینه که مامان هنوزم امیدواره که قبول میشممن میگم ۱۴۰تا سوال بود و من فقط ۳۲تا رو جواب دادم...تازه بیشترشم شک داشتم...بازم...

دیگه انقدر امیدواری هم خوب نیس