اوممم
داداش کوچیکم..داشت تقلب می نوشت(شعر حفظی)
به مامان گفتم: پسرت داره تقلب می نویسه هااا
گفت: رو چی؟ گفتم: رو کاغذ
رو به داداشم کرد و گفت: رو کاغذ تقلب ننویس گیر میفتی...رو دستت بنویس
آقا ما جمیعا برگامون ریخت😯🤣🤣
به جای اینکه بگه کلا تقلب نکنه..راه و روش دُرستشو داره یادش میده😂😂
البته بعدش بهش گفت که کلا تقلب نکنه..یه وقت گیر بیفته دهنش سرویس میشه😁
یادش بخیر...من تو دوران مدرسه خیلی تمیز اینکارو می کردم..طوری که کسی نمی فهمید😌اما هر وقت با دوستام می خواستیم تقلب کنیم گیر میفتادیم😁از بس که اونا ضایع تقلب می کردن😂
مثلا یه بار امتحان ادبیات فارسی داشتیم....من نرسیدم شعرو حفظ کنم
در نتیجه..رو یه برگهA4 شعرو نوشتم و کنار نیمکتم..رودیوار چسبوندم...خیلی واضح و آشکار😂خدا رو شکر کسیم نفهمید..فکر کردن حتما از قبل اون رو دیوار کلاس بوده🤪
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۰ ساعت 22:48 توسط بی نظیرِ بی حواس
|