یه بار بچه که بودم، با مامان رفتم بازار...می خواست یه تیشرتی رو برام بخره..گفت از این خوشت میاد؟ گفتم اره..گفت به نظرت اندازت میشه؟انگار یکم کوچیکهتو گوشش گفتم:اندازم نیس..یکم کوتاه میشه برام..ولی اینطوری بهتره..می خوام شکمم بیرون باشهمامان هم وقتی فهمید افکاری پلیدی در سر دارم، اونو برام نخرید😕😂😂 قبلا لباس دخترای هم سن خودمو دیده بودم، منم می خواستم مثل اوناها شکممو بندازم بیرون😐😂بعد با خودم گفتم شاید باید مامانو از نیت پلیدم آگاه نمی کردم😂ولی خب منم بیکار ننشستم😎تو خونه جلو لباسمو گره میزدم تا کوتاه بشه🤪یه چیز تو این مایه ها👇