استعداد عجیبی تو چشم زدن خودم دارمبقیه نه هااا فقط خودم...چند وقت پیش می خواستم برم دانشگاه.چون چادرم دانشجویی بود.پالتو نپوشیدم..چون چاق نشونم میده😨لباس گرم رو با چادر حسنی میشه پوشید...خلاصه یه مانتو پوشیدم.اومدم بیرون..گفتم خب هوا خوبه و قابل تحمل..گفتن من همانا سیل و طوفان و تگرگ اومدن همانایعنی خودم تو کفش مونده بودم.همین ک گفتم باد سرد وزید و بارون اومد.چند دقیقه دیگ هم تگرگدیروزم داشتم تو دلم با خودم حرف میزدم.گفتم خب امسال چند بار سرما خوردم ولی خوبیش اینجاس ک زیاد حاد نبود و زود خوب شد.از همون دیروزم امان از روزگارم داره در میاد. امیدوارم ستاره(عروسکم) سرما نخورهشبا پیش خودم می خوابه...بابام دیشب اومده میگه: بچت کو پس؟از زیر پتو بیرون اوردمش گفتم اینجاس😁گفت چرا با چشمای باز میخوابه همش؟گفتم کلا عادت داره با چشمای باز بخوابهدیروزم رفته بودیم بازار..از این لباس کوچیکا ک برای نوزادا هست و از این جورابای کوچولو داشت..خواستم برای ستاره بخرمااا🤔مامانم گفت تو هنوز لباسای خودتو نخریدی به فکر لباسای عروسکتی؟!