با تسبیح مشغول بودم...داداشم گفت: داری ذکر میگی نجات پیدا کنی!؟ و تو چه می دانی نجات یافتگان در کشتی من هستنمن نوح این زمان ام(از نظر اعتقادی زیر خط فقره😂) گفتم: تو نوح نیستی...پسر نوحی در حالی که انگشتشو گرفته بود سمتم گفت: با بدان نشستم