پسر نوح
با تسبیح مشغول بودم...داداشم گفت: داری ذکر میگی نجات پیدا کنی!؟ و تو چه می دانی نجات یافتگان در کشتی من هستن
من نوح این زمان ام
(از نظر اعتقادی زیر خط فقره😂) گفتم: تو نوح نیستی...پسر نوحی
در حالی که انگشتشو گرفته بود سمتم گفت: با بدان نشستم

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 21:6 توسط بی نظیرِ بی حواس
|