بِرند و چَرند
رفته بودیم یه جای زیارتی...می خواستیم سوهان بخریم...رفتیم یه مغازه ای..فروشنده کلی از سوهاناش تعریف کرد که اره ایناها خیلی خوبن..برندن..الن بلن... منم دو مدل گرفتم...وقتی رفتیم خونه...سوهانه رو تست کردیم و دیدیم انگار فاسده
کلی با دختر خاله نقشه کشیدیم که بریم و مغازشو رو سرش خراب کنیم
طبق نقشه ی ما...الان می رفتیم پیش فروشندهه...و بهش می گفتیم که سوهانه رو پس بگیره یا تعویض کنه..اونم می گفت نه...بعد دختر خاله ام می گفت: یعنی چی ..شما گفتین سوهانتون بِرنده...و من در ادامه می گفتم: بِرند که نبود هیچ، چَرندم نبود🤣🤣🤣 و چقدر به خودمون می بالیدیم که قراره این برند و چرند رو تحویل فروشنده بدیم😂😂😂 خلاصه پا شدیم رفتیم مغازه..دیدیم عه اون آقاهه نیس، یه خانمی اونجاست...گفتیم اشکال نداره این حرفو به خانمه میزنیم😌رفتم به خانمه گفتم که تعویضش کنه...منتظر بودم بگه نه که نقشه رو عملی کنیم...ولی در کمال ناباوری خانمه گفت باشه و یه سوهان دیگه بهمون داد
یعنی قشنگ پوکر شده بودیم اون لحظه😂😂