اولش همچی عادی بود...

بعد از چند سال ازش خوشم اومد...

بعد حس کردم دوسش دارم...

من حتی دلم نمی خواست باهاش دوس شم...

فقط نگاش کنم..همین...(قانع تر از من کجا دیدین خدایی😂)

ما سالی یه بار می رفتیم اونجا...و من می دیدمش...

تا چندین سال اصلا متوجه من نشد...

از بس که بچه سر به زیری بود و سرش تو کاره خودش بود😂

جالب اینجاست دوستاش متوجه من میشدن...ولی اون نه...

حتی یه بار یکی از دوستاش از من خوشش اومد...

به بهونه خرید رفتم پیشش....صداشم قشنگ بود و خیلی خوب برخورد می کرد^-^

ولی بازم سربه زیر بود...

یه بار که نزدیک مغازش بودیم...همینطور خیره شدم بهش...

سنگینی نگامو متوجه شد و سریع برگشت سمتم

تا چند لحظه به هم خیره بودیم‌..که من نگامو برداشتم

اون شد اولین تماس چشمی😅 تو نگاش تعجبو میشد دید...

اونجا هنوز نفهمیده بود که چرا بهش خیره شدم ...

خیلی قشنگ می خندید^^

همیشه هم یه تیپ ساده میزد...یه شلوار و تیشرت معمولی

ولی همینم کلی جذابش می کرد*_*

تماس چشمی بینمون چند بار دیگه هم تکرار شد(از بس که من هیزبازی در می اوردم🤣)

مثل اینکه دیگه بچه سر به زیری نبود😐😅

یه بارم جلوش گاف دادم😂 بهم خندید😂 حالا منم خیلی ضایع داشتم گندمو جمع می کردم😂

فکر کنم بعد از چند سال..فهمید که ازش خوشم اومده و یه بار با غرور بهم نگاه کرد😑

با دخترخالم نقشه کشیدیم که ازش عکس بگیریم🤣

حالا اونجام جای عکس گرفتن نبود😂 ولی من الکی رفتم اونجا وایستادم

که دختر خالم ازم عکس بگیره(در واقع از اون که پشت سرم بود عکس بگیره)

البته بعدش عکسشو پاک کردم

چهرش خیلی خوب بود....بیشتر از همه چشم و ابروش جذبم کرده بود😍

دختر خالم گفت خب تو که ازش خیلی خوشت اومده برو بهش بگو

ولی دلم نمی خواست احساسی برخورد کنم با این موضوع...

از طرفیم قصدم رابطه نبود...

چون می دونستم اون بدرد من نمی خوره ...

استاد میگه حتی برای دوستی هم نباید با هر کس دوست بشید😊ببینید بهم می خوردید یا نه؟ بلاخره همین که چند سال قراره عمرتونو بریزید پاش، خودش کلیه...راست میگه و من حرفشو قبول دارم😊

یه بار دیگم به بهونه خرید رفتم پیشش...بعد به دستاش داشتم نگاه می کردم که ببینم حلقه داره یا نه؟😂 همون لحظه سرشو بلند کرد و ازم راجع به چیزی که می خواستم بخرم، سوال پرسید.‌.....فکر کنم فهمید چرا به دستاش دارم نگاه می کنم😂😂 ای خدا چقدر من ضایع بازی در میارم😅