ساده
استاد یه سوالی پرسید..گفت اگه بتونید جواب بدین، هر چی بخواین بهتون میدم...یکی دو تا از بچه ها جوابشو نوشتن، بقیه ام از رو اونا کپی کردن جوابو...
استاد گفت: جواب میشه ۲۵... آفرین...حالا چی دوس دارید بهتون بدم؟ نمره پایان ترمتون رو ۲۰ بدم خوبه؟
به خودم گفتم خاک تو مغز نداشتت
حداقل بلد نبودی، همون جوابی که بقیه می دادن رو می نوشتی
این استاد همونی بود که گفته بود به هیشکی ۲۰ نمیده، ولی حالا می خواست به بچه هایی که درست جواب دادن بده و من از غافله عقب مونده بودم🙁
خلاصه بچه ها ذوق زده شده بودن...استاد گفت: چیزه دیگه ای نمی خواین؟
یکی از بچه ها گفت: جلسه مشاوره
یکی دیگه گفت: اردوی یه روزه برامون بزارید
استاد: فقط شماهایی که درست جواب دادین ببرم اردو؟ یا همه رو ببرم؟
بچه ها گفتن همه با هم بریم😍
منم داشتم تو دلم می گفتم چه خوب میشه اگه اردو بریم کوه🙄🤩
تا حالا از طرف دانشگاه اردو نرفتم😐 یعنی گذاشته بودناا ولی من نرفتم
استاد: بازم فکر کنید ببینید چیزه دیگه ای نمی خواین؟ پولی؟ سکه ای؟
یکی از بچه ها نوشت: طلا
استاد: اره طلا هم بهتون میدم...قول دادم دیگه..مرد و قولش...اردو ..نمره..پول..هر چی بخواین بهتون میدم
کمی قضیه مشکوک شده بود
چند ثانیه بعد....
استاد: واقعا انتظار نمره 20 دارین؟؟؟؟؟ به شما باید 1 بدمممم
چطور حساب کردین که این جوابو در اوردین؟
شِتتتتت سرکارمون گذاشته بود😐😂😂 لعنتی😒 ما هم چه زود باور کردیم😂🤦♀️ یعنی خااااک
به جز اخرش که حرف از طلا و پول زد...بقیشو خیلی خوب نقش بازی کرده بود😐
خوب شد من اون جوابو ننوشتم😂 هیچ وقت خوشم نمی اومد جواب بقیه رو بنویسم...چون همیشه مشکوک بودم و حس می کردم اشتباه نوشتن🧐🧐🧐 فقط اگه تو امتحانی گیر کرده باشم و هیچ چاره ی دیگه ای نداشته باشم...از بقیه کمک می گیرم...
نکته اخلاقی: ساده و زود باور نباشیم