تو ماه رمضون ۱۲ تا روزمو نتونستم بگیرم.‌..الان دارم می گیرم...معمولا عادت دارم بطری آبمو بزارم بالا سرم، که هر وقت تشنه ام شد بخورم...ولی وقتی روزه ام مامان نمیزاره بطری آب کنارم باشهمیگه حواست نیس یه وقت می خوری..میگم نمی خورم، بزار باشه، اون بطری برام قوت قلبه😂🤪میگه: برو بابا😂جدی برام قوت قلبه😂ولی چه کنم که مامان به هیچ صراطی مستقیم نیست😁 بعدش رفت بیرون..منم مشغول فیلم دیدن شدم..اومد خونه گفت:اذان زده، افطار کردی؟ گفتم نه هنوز... گفت:مگه میشه تو افطار نکنی؟🤨🧐راستشو بگو، نکنه وقتی من بیرون بودم قایمکی رفتی چیزی خوردی؟🤨 اصلا نمی دونم با این همه اعتمادی که مامان بهم داره چیکار کنم🤣😂😂

_______________________________________________________

بابا از این هندونه زردا خریده...فکر کردم حتما چون زرده طعم آناناس میده با کلی ذوق و شوق یه تیکشو گذاشتم دهنم...دیدم طعم همون هندونه قرمزا رو میده نمی دونم چرا فکر کردم چون زرده، باید طعم آناناس بده🤣🤦‍♀️