شِت😐😂
خواب دیدم که همراه مامان داخل یه بازاری بودیم...یهو یه پسری هم همرامون اومد و گهگداری هم با مامان حرف میزد(یکی از همکلاسی هام بود)
بند کتونیم باز شده بود...خم شدم تا ببندمش...
پسره جلوتر بود..اما منتظرم مونده بود...
بعد گفت شماره منو سیوه داره( تو دلم گفتم من که بهش ندادم،حتما از بچه ها گرفته)
مامان یه عطر خریده بود...اما شیشه عطر ترک برداشته بود و داشت می ریخت..
بهم گفت برم چندتا شیشه عطر بخرم..تا عطرو بریزیم تو اون شیشه ها
پسره گفت منم باهات میام...
گفتم نمی خواد...اما اصرار کرد که میاد
دوتایی می خواستیم بریم.....
که همون موقع گوشیم زنگ خورد و از خواب بیدار شدم
(ساعت گذاشته بودم)
شروع کردم به غر غر کردن..که الان چه وقت زنگ خوردن بود؟ تازه داشت به جاهای حساسش می رسید..تف به این شانس...
همینطور که مشغول غر غر کردن بودم یهو یادم اومد این پسره تو دانشگاه با یه دختره تیک میزد
حتی یه بار دیدمشون که تو بغل هم بودن و پسره پیشونی دختره رو بوسید
پسرک خیانت کار😠 با چه رویی اومده بود تو خواب من😑باید چشاشو در می اوردم😤