کادو ولنتاین
یکی از دوستای دانشگام با یه پسری آشنا شده بود.اما هنوز خانوادش در جریان نبودن..البته قصدشون انگار ازدواجه...داشت با پسره چت میکرد ک یهو مامانش گوشیشو می بینه.دعواشون میشه.دوستمم عصبی میشه گوشیشو پرت میکنه تو دیوار😎بهش گفتم این همه چیز چرا گوشیو ناکار کردی.من خودم یه بار با داداش کوچیکم دعوام شد تبلتشو پرت کردم
اونم نامردی نکرد و هدفونم ک اون یکی داداشم برام خرید پرت کرد و شکوند
خلاصه این دوستم به مامانش میگه پسره میخواد بیاد خواستگاری .مامانه هم کم کم نرم میشه.به باباش میگه.باباشم امپر چسبوند.گفت حرف پسرو رو دیگ نزنه وگرنه اقش میکنه(فکر کنم اشتباه نوشتم🤔)شایدم عاق....و خیلی چیزای دیگه..دوستم ک داشت ایناها رو تعریف می کرد.منم داشتم از خنده می ترکیدم.اخه خیلی بامزه تعریف می کرد😂گفت به جای اینکه بخندی راهنماییم کن مثلا روانشناسی😁منم گفتم فعلا لج نکن باهاشون.درس بخون .چند سال دیگه.دوباره بگو بهشون.اگه هم قبول نکردن خودکشی کن🙈😎یا فرار کن😎
دلم برای مراجع هایی ک میخوان بیان پیش من میسوزه☻
فکر کنید من روانشناس شم🤔
#نه به اینکه پست نمیزارم.نه به اینکه تو یه روز چهارتا میزارم😚🤗
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 21:43 توسط بی نظیرِ بی حواس
|