این ترمم یه درس عمومی برداشتم...و تو کلاس،پسرا خیلی زیادن...

برای اینکه باز مثل ترم پیش نشه...سعی می کنم خیلی تو گروه چت نکنم و نباشم...

اخه ترم پیش از گروه اون درس عمومی؛خیلیا اومده بودن پی وی...اول اسم و رشته می پرسیدن و یکم حرف میزدن و در نهایت پیشنهاد دوستی می دادن...

ولی خیلی خوشم اومد..😂بسی سخاوت مند بودن و منو به کافه و رستوران دعوت کرده بودننمی دونستم تو دانشگاه همچین پسرای سخاوت مندی هست..وگرنه خودم مخشونو میزدم(الکییییی😂😜😝)

اخرش برای اینکه بیخیالم شن، مجبور شدم با لحن سرد جوابشونو بدم تا برن...

معلوم نبود شمارمو سیو کرده بودن یا چی ..که هر چند وقت یه بار پیام می دادن/=

اکثرا هم بچه های حسابداری بودن....چقدر دانشجوی حسابداری به پست من می خوره

از بین اوناها....یکی بود که پسر خوب و مودبی بود(البته برای من ..وگرنه تو گروه که همچین گرد و خاکی به پا کرده بود که نگو😂 حتی با استاد)

اون هیچ وقت پیشنهاد دوستی نداد....ولی من فهمیده بودم که از من خوشش اومده

حرف از وبلاگ شد و فهمیدم اونم وب داره🤗ولی توش فعالیت نمی کنه دیگه

خلاصه ادرس وبلاگامونو رد و بدل کردیم..

همیشه میومد وبم و پستا رو می خوند...

بعد پیام می داد و کلی تعریف و تمجدید می کرد

در واقع شمارمو سیو کرده بود‌ |= می گفت خیلی خوشحالم که یه دوست روانشناس پیدا کردم

ازم پرسید از اینکه بهم پیام میده ناراحت میشم ایا

منم گفتم: دلم نمی خواد همیشه پیام بده...گهگداری اشکال نداره...و اگه تو وب باشه بهتره...

بعد از اون بار دیگه پیام نداد...

فکر کنم اونم می خواست مخمو بزنه ..و وقتی دید تلاشش بی فایدس...رفت

در کل کم پیدا میشن پسرایی که فقط در حد یه دوست معمولی بخوان باهات ارتباط داشته باشن 

حالا اگه پیام داد و ادرس وب خواست.یادم باشه این پستو سانسور کنم😂