من: می دونستی که قلب خیلی مهربونی داری؟.....الان تحت تاثیر قرار گرفتی!؟

داداش بزرگم: نه

من: تو قلبت به وسعت اقیانوساس....الان چی؟تحت تاثیر قرار گرفتی؟

داداش: نه بیخود تلاش نکن....کادوی تولدت می خوام برات سُک سُک و لُپ لُپ بگیرم

من:

(وی در حال زدن مخ برادرش است تا کادوی تولد نابی تحویل بگیرد ولی برادرش مرغش یک پا دارد)

+باید خاطر نشان کنم که وی استعدادی در زمینه مخ زدن ندارد

داداشم داشت پرنده رو از قفس میورد بیرون...خواستم بگم دستتو ببر جلو،خودش میاد رو دستت...اما گفتم:دستتو ببر جلو،خودش میاد رو پات😂 اونم تیزززز فوری فهمید سوتی دادم 😅