وی در تلاش است
من: می دونستی که قلب خیلی مهربونی داری؟
.....الان تحت تاثیر قرار گرفتی!؟
داداش بزرگم: نه
من: تو قلبت به وسعت اقیانوساس
....الان چی؟تحت تاثیر قرار گرفتی؟
داداش: نه
بیخود تلاش نکن....کادوی تولدت می خوام برات سُک سُک و لُپ لُپ بگیرم
من:

(وی در حال زدن مخ برادرش است تا کادوی تولد نابی تحویل بگیرد
ولی برادرش مرغش یک پا دارد
)
+باید خاطر نشان کنم که وی استعدادی در زمینه مخ زدن ندارد
داداشم داشت پرنده رو از قفس میورد بیرون...خواستم بگم دستتو ببر جلو،خودش میاد رو دستت...اما گفتم:دستتو ببر جلو،خودش میاد رو پات😂 اونم تیزززز فوری فهمید سوتی دادم 😅
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۹ ساعت 14:45 توسط بی نظیرِ بی حواس
|