دلم می خواست تله کابین سوار شم.‌اما هیچ وقت فرصتش پیش نیومد...تا اینکه رفتیم اصفهان..و من تله سیژ رو دیدم و یک دل نه صد دل عاشقش شدم😍به نظر خیلی از تله کابین باحال تر بودبه مامانم گفتم می خوام برم سوار شم و بر فراز آسمان ها پرواز کنم اما گفت نه خطرناکه..من دیشب خواب بد دیدم..‌‌..خودمو به در و دیوار زدم که بزاره برم(البته در و دیوارو اغراق می کنم😂) اما مادر مثل همیشه مرغش یه پا داشت گفت بیا بجاش بریم اسب سوار شوالبته رو خوده اسب که نه،کالسکه اش....یه بارم رفته بودیم قلعه رودخان...اونجا شتر کرایه می دادنتازه یکی از شترام سفید بود.‌.اصلا فکر نمی کردم شتر سفیدم وجود داشته باشه...خواستیم بریم اول بالا و از قلعه دیدن کنیم بعد بیایم شتر سوار شیم‌...اما تا رفتیم بالا دیگه شب شده بود و اون قسمتو بسته بودن..پایینم اومدیم شترا رفته بودنهر چند نتونستم شتر سوار شم..اما سوار خر شدم(البته نمی دونم خر بود یا الاغ😂هیچ وقت فرق این دوتا رو نفهمیدم😂) فقط چند لحظه رفتم سوارش شدم تا افتخار عکس گرفتن با این حیوون نجیب رو داشته باشم😃 البته فکر کنم اون اسب بود که نجیبه😆