عینک خوجمل
دخترخالم می خواست بره دوستاشو ببینه...منم همراش رفتم..یکی از دوستاش اومده بود...با هم رفتیم کافه...کافه جالبی بود...دوتا قفسه پر از کتابم داشت...
داشتم به این فکر می کردم که بریم اونجا بشینیم تا یه نگاهی به کتابا بندازم...اما بعد دیدم با این اوضاع کرونا بهتره ریسک نکنم....به پیشنهاد دوستش..رفتیم طبقه بالا کافه...روی دیوار رو خیلی جالب تزئین کرده بودن...تو فکرش بودم که اخرش ک داریم میریم برم اون سمت یکم عکس بگیرم...گویا چندتا پسر می خواستن بیان طبقه بالا..ک بهشون گفتن بالا پره...(چون ما بودیم نزاشتن پسرا بیان) به دوستِ دختر خالم گفتم ازم عکس بگیره...تو عکاسی خیلی مهارت داره....اما همین که رفتم کناره اون دیواره عکس بگیرم..یه خانواده اومدن بالا
در نتیجه رفتم سرجام و همونجا چندتا عکس ازم گرفت...خیلی خوب گرفته بود و من باز داشتم به این فکر می کردم که مناسب ترین شغل براش اینه که عکاس بشه...اون یکی دوست دختر خالم داخل بازار بود...تاکسی گرفتیم و رفتیم یه سریم به اون زدیم...با اینکه چند دقیقه بیشتر ندیدمش..اما ازش خوشم اومد..خیلی با وقار و با شخصیت و خوشگل بود...بعد از اینکه رفتیم به دختر خالم گفتم که از اون یکی دوستش خیلی خوشم اومده...اونم به دوستش گفت...دوستش در جواب گفت دخترخالت لطف داره...اتفاقا اونم چهرش خیلی خوشگل و لوسه ....[من داشتم به این فکر می کردم که لوس خوبه؟بده؟تعریف؟انتقاده؟
]دختر خالم گفت حتما منظورش اینه که چهرت ملوسه...الان که فکر می کنم می بینم بیشتر از دوستش خوشم اومد
شب بود ولی من عینک زده بودم(از این عینک رنگیا که مد شده🤗رنگ زردش) دوستش گفت:عینکشم خیلی بامزه بود...دختر خالمم در جواب گفت:عشق عینکه😂شب و روز نمی شناسه😂
اخه می دونید...من یه دونه عینک زرد گرفتم...بعدش یه عینک صورتی هم گرفتم...فروشندش گفت این عینک رنگیا رو شبا هم میزارن....منم گل از گلم شکفت
چون عینک خیلی دوس دارم و کلی ذوق کردم که میشه شبا هم گذاشت...
