کلاس درس=خواب =چت
داشتم برای داداش کوچیکم غذا اماده می کردم.گفت برام آبم بیاره..آی بدم میاد دستور میده
چپ چپ نگاش کردمو از یخچال بطری ابشو برداشتم.گفتم اینکه خالیه..واسه چی بطری خالی رو میزاری یخچال؟؟؟؟
زورت میاد پرش کنی؟؟؟ مامانم گفت برو براش پر کن...گفتم به من چه...تنبل شده.همه کاراشو من باید انجام بدم.در حالی ک با بطری خالی میرفتم سمت داداشم.گفتم بزار خالی بخوره حالش جا بیاد
مامانم گفت چی میگی؟
خالی بخوره؟
فهمیدم چرت گفتم
در حالی ک خصمانه به داداشم نگاه می کردم رفتم بطریشو پر کردم و براش بردم...اونم با لبخند خبیث نگام می کرد
شیطونه میگه جوری بزنمش کف و خون بالا بیاره
پسره ی چی شده
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 10:19 توسط بی نظیرِ بی حواس
|