احساسات عجیبی دارم، یه دفعه منتظرم برگرده و دوباره التماس کنه، یه دفعه دیگه میگم چه خوب شد باهاش کات کردم، اون واقعا ادم من نبود، تعادل نداشت، ثبات رفتاری نداشت و...احساساتم مدام در حال تغییر هستن...ولی چیزی که می دونم اینه که مثل قبل بهش وابسته نیستم...اون موقع بعد هر کات انقدر حالم بد میشد که دوستام مدام باید بهم دلداری میدادن و آرومم میکردن...

من بیشتر از یک سال تو روزای سخت زندگیم تنها موندم، فقط خودم کنار خودم موندم‌..اون زمان که به بودنش نیاز داشتم نموند و تنهام گذاشت، الان هم بهش نیازی ندارم...

نمی تونم راحت استوری بزارم. می دونم در حال حاضر نمی بینه و میخواد بگه که براش اهمیتی ندارم، ولی خب ممکنه گاهی بیاد و اینطوری راحت نیستم، نمی دونم چرا آنفالو نمیکنه و خلاصم نمیکنه