فروشگاه
برای اولین بار رفتم یه فروشگاه، و رفتار یکی از فروشنده ها خیلی عجیب بود، هی می اومد ازم می پرسید شما چی می خواین؟ یکم بعد می اومد و میگفت چیز دیگه ای هم میخواین؟ و سوالاتی از این قبیل، دیگه داشتم کلافه میشدم بس که دور و برم می چرخید. اخرش اومدم سبد خریدا رو بزارم رو میز، ازم گرفت گفت شما که نمی تونید، من بلند میکنم، بعدش کیسه های خرید رو گرفتیم و خواستیم بریم، پرسید ماشین دارید؟ فکر کنم می خواست ببینه اگه نداریم تا خونه خریدا رو حمل کنه😂مامانم بهش گفت نذریه می خوایم همین اطراف پخش کنیم...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۴۰۵ ساعت 12:46 توسط بی نظیرِ بی حواس
|