اون روز بعد اینکه تو پیام جوابشو دادم، زنگ زد و تلفنی هم حرف زدیم.. اولش اصلا نمی خواستم قبول کنم، ولی بعد نرم شدم. گفتم باید خیلی احمق باشم که به اون رابطه برگردم نه؟ گفت نه این چه حرفیه، اتفاقا فرصت دوباره دادن به یه عشق دو طرف اوج عقلانیته، ما تمام این مدت به یاد هم بودیم و به هم فکر میکردیم، روح هامون در هم آمیخته و ...گفت خیلی پشیمونه و بارها عذرخواهی کرد...در نهایت قبولش کردم، می دونم شاید کارم اشتباه باشه، ولی خواستم به جفتمون یه فرصت دوباره بدم. من تو این مدت نتونستم هیچ کس دیگه رو به زندگیم راه بدم، جز اون کسی به چشمم نیومد و همیشه با هر چیزی یادش میفتادم..‌. این چند روز خیلی خوب برخورد میکنه، شاید چون اولشه...اگه ببینم باز اشتباهات گذشته رو تکرار میکنه و به روح و روانم آسیب میزنه، برای همیشه قیدشو میزنم و از زندگیم حذفش میکنم...