پسره شکاک
دیروز که دوستم داشت با دوست پسرش حرف میزد. گفت بیا نزدیک صداشو گوش کن...پسره داشت میگفت چرا یه دختر باید با همکاراش بره سینما، بعدم با دوستش بره کافه و پارک و نصف شب بخواد برگرده خونه. دوستم گفت پس چی خودمو تو خونه حبس کنم؟ گفت اره اگه ازدواج کنیم از این خبرا نیست که هر جا دلت خواست بری و فلان...معلوم بود از اون پسرای شکاک با تفکرات سنتی و قدیمی هستش...بیرون که بودیم همش یا زنگ میزد یا پیام میداد و به دوستم میگفت کجایی؟ پسر مسر که باهاتون نیس؟/:
+ نوشته شده در جمعه دوم آبان ۱۴۰۴ ساعت 15:41 توسط بی نظیرِ بی حواس
|