دیروز که دوستم داشت با دوست پسرش حرف میزد. گفت بیا نزدیک صداشو گوش کن...پسره داشت میگفت چرا یه دختر باید با همکاراش بره سینما، بعدم با دوستش بره کافه و پارک و نصف شب بخواد برگرده خونه. دوستم گفت پس چی خودمو تو خونه حبس کنم؟ گفت اره اگه ازدواج کنیم از این خبرا نیست که هر جا دلت خواست بری و فلان...معلوم بود از اون پسرای شکاک با تفکرات سنتی و قدیمی هستش...بیرون که بودیم همش یا زنگ میزد یا پیام میداد و به دوستم میگفت کجایی؟ پسر مسر که باهاتون نیس؟/: