وای خیلی خوش گذشت، اول رفتیم کافه کتاب، یه کافه به رنگ سبز و قهوه ای، چند ساعت اونجا مشغول حرف زدن و عکس گرفتن بودیم. بعدش رفتیم وسط خیابون چندتا عکس گرفتیم. بعدش هم رفتیم پارک. پارکه بزرگه بود و نزدیک بود توش گم بشیم😅خیلی جای قشنگ و خوش آب و هوایی بود. جون میداد واسه مدیتیشن😅به دوستم گفتم، یکی از بچه های وبلاگ میگفت این پارکه خیلی جای مناسبی نیست، ولی اونطوریام که میگفت نیست و پارک خوبیه. خلاصه ما همینجور که داشتیم میگشتیم یه صحنه خیلی ناجور دیدیم. یعنی برگام ریخت از دیدن همچین صحنه ای. چطور دو نفر می تونن توی یه پارک شلوغ همچین کاری کنن...اونجا بود که به حرف اون دوست وبلاگی ایمان اوردم😅 بعدش رفتیم بازارچه اطراف پارک. انقدر چیزمیزای قشنگی داشتن که طاقت نیوردم و یه چیز قشنگ گرفتم. در کل روز خوبی بود^^ امروز همچی سبز بود💚