بدین شکل و حالت
+داشتم با دوستم چت میکردم، بهش از خربکاری های اخیرم گفتم😂عکس زانومم که بر اثر موبر زخم و زیلی شده رو براش فرستادم. میگفت چقدر بد سوخته داری با خودت چیکار میکنی😂🤦♀️گفت خودش هم این راه هایی که من رفتم رو رفته😂مثلا یه دفعه جوش شیرین زد به صورتش و وضع صورتش خیلی بد شد. گفتم وای چه خوب شد گفتی، من چند روزه تو ذهنم بود برم جوش شیرین بخرم باهاش ماسک درست کنم😂🤦♀️
+چند روزه که خیلی نمیرم سراغ پایان نامه، چون مامان یا مهمون دعوت میکنه و مشغول مهمون داری هستم یا منو با خودش میبره بیرون، صبح روز بعدش هم انقدر خسته ام که نزدیکای ظهر می تونم پاشم...امروزم میگه ولادت عبدالعظیم هستش، بریم شهر ری
+ نوشته شده در جمعه چهارم مهر ۱۴۰۴ ساعت 11:49 توسط بی نظیرِ بی حواس
|