بی توجهی
از این رفتار مامان که گاهی اصلا به حرفام توجه نمیکنه بدم میاد، مثلا من دارم از نگرانیم واسه پایان نامه براش میگم، اون خیلی راحت بحث رو عوض میکنه و راجع به چیزی که ذهن خودشو درگیر کرده میگه، یا امروز که گوش پاک کن تو گوشم گیر کرد، به جای اینکه نگرانم بشه خیلی راحت به تلفنی حرف زدنش ادامه داد. منم که از دستش ناراحت شدم، باهاش سرسنگین رفتار کردم، نمی دونم فهمید ناراحت شدم یا نه، بعدش اومد گفت تونستی از گوشت در بیاری؟ با چی در اوردی؟ واقعا بعد چند ساعت این سوالا رو نمی پرسید سنگین تر بود...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 19:28 توسط بی نظیرِ بی حواس
|