خدایا صبر بده
عصبی شدم، چندبار خواستم اصل ماجرا رو بگم، ولی سعی کردم نزارم احساساتم بر عقلم غلبه کنم، بهتره که اون راز فاش نشه. اینطوری الان من شدم آدم بده...ولی این بهتره تا اینکه آبروی کسی رو ببرم. امیدوارم بتونم همچنان جلوی دهنم رو بگیرم....
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 0:6 توسط بی نظیرِ بی حواس
|