یه وقتایی دارم به یکی نگاه می کنم ولی فکرم یه جا دیگس

یه بار تو ماشین شوهر خالم بودیم..یادم نمیاد کجا داشتیم می رفتیم یا اینکه واسه چی نگهه داشته بود....منم به عادت معمول داشتم بیرونو تماشا می کردم...دوتا پسر ک انگار بعد مدتها همو دیده بودن .همدیگرو بغل کرده بودن و خوش بش می کردن..داشتم اوناها رو نگاه می کردم ولی فکرم جای دیگه بود..ک یهو یکیشون متوجه من شد به اون یکی چیزی گفت و دوتاشون زل زدن به من..تازه فهمیدم چه گافی دادمو و زود نگامو گرفتم🙈

چند وقت پیشم سر کلاس بودم...معمولا وسط می شینم..اما کلاسای عمومی ک تعداد پسرا زیاده میرم ردیف اول ک با پسرا چشم تو چشم نشم...تو این کلاس ولی ردیف اخر نشسته بودم..چون دوستم خیلی علاقه داشت ردیف اخر بشینه.جلسه های اول یکم سخت بود ولی بعد خودمم عادت کردم و فقط اون ته می تونستم بشینم...نمی دونم چرا .پسرام خیلی علاقه دارن همیشه ردیفای اخر بشینن...یکی از پسرا رفت به استاد گزارششو نشون بده(همونی ک تو پستای قبل گفتم خیلی خونگرمه)استاد ک داشت گزارششو می دید یه سری توضیح هم می داد،بعد سکوت کرد و ادامه گزارشو داشت می دید.بچه هام وقتی می دیدن استاد حرف نمیزنه با گوشیشون ور میرفتن یا باهم حرف میزدن...من ولی اون جلسه زیاد روبراه نبودم.دستمو زده بودم زیر چونمو تو فکر فرو رفته بودم..اما نگام میخه پسره بود...پسره سرشو بالا گرفت نگام کرد..وقتی دید دارم نگاش می کنم لبخند زد(یا بهتره بگم خندید🤔)اما من مثل ماست فقط نگاش کردم..اصلا حواسم نبود،ک لااقل جواب لبخندشو بدم...اونم دید من هیچ عکس العملی نشون نمیدم و مثل ماست دارم نگاش می کنم لبخند رو لبش ماسید و سرشو انداخت پایین..و من تازه به خودم اومدم🤕