جلسه آخر
طبق معمول زودتر رفتم بیمارستان، یه موزیک بی کلام پلی کردم، یکم تو فضای سبزش قدم زدم و یه چندتا از خودم عکس گرفتم. بعدش استاد اومد و رفتیم بخش وی ای پی که مخصوص کسایی بود که اختلال شخصیت دارن. دلم خواست جلسه اخری باز مصاحبه کنم. بعد از تموم شدن مصاحبه ها، استاد نمرمون رو اعلام کرد. به من ۱۹ داد^^ نمره خوبیه خودمم همین انتظارو داشتم. موقع برگشت یکی از همکلاسیام پیشنهاد داد تا یه مسیری منو برسونه، منم قبول کردم. به نظر رمانتیک می اومد(: مثلا تو ماشین داشتیم صحبت می کردیم، دستشو گذاشت رو دستم و نوازش کرد(: یه لحظه حس کردم کنار یه پسر نشستم😂بعد بحث رابطه شد، گفتم تا حالا با کسی بودی؟ گفت اره زیاد. گفتم چند نفر؟ گفت دقیق نمی دونم شاید بیست نفر، برگام ریخت((: چهره مثبتی هم داره، ادم فکر میکرد نهایتا با ۳/۴ نفر بوده باشه. میگفت بعد اولین بار که عاشق شد و طرفش رهاش کرد، یه حالت خشم و انتقام داره. با پسرا وارد رابطه میشه و بعد ولشون میکنه...
یاد جمله اروین یالوم افتادم: انسان ها از رابطه به وجود می آیند، در رابطه رشد می کنند، در رابطه آسیب می بینند و در رابطه ترمیم می شوند...