ناامیدی
میگن میخندن و جوری وانمود میکنن که اتفاقی نیفتاده و همچی درست میشه...ولی من مثل اونا نمی تونم نقش بازی کنم و نقاب بزارم رو صورتم...حس میکنم به ته خط رسیدیم...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 23:59 توسط بی نظیرِ بی حواس
|